هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

37

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

آن را پيروى كنيد و اگر صبر پيشه كنيد پيروزى از آن شماست » . ( 1 ) اين شمهء كوتاهى بود از آنچه ميان پيامبر و مسلمانان گذشت و اختلاف نظرشان در اينكه در مدينه بمانند و در شهر بانتظار برخورد با قريش بنشينند و يا از شهر بيرون رفته به مقابل قريش بروند ، بنابر آنچه كه همهء مورخان و نويسندگان در اين باره نوشته‌اند . سيره‌نويسان از اين گفتگو به اين نتيجه رسيده‌اند كه پيامبر نظر عبد الله بن ابى سلول و برخى از بزرگان صحابه را پذيرفته و ماندن و پناه گرفتن در مدينه را بهتر مىپسنديد ، ولى پافشارى اكثريت او را ناچار به پذيرش تمايل ايشان نمود . ( 2 ) ولى آنچه به نظر من مىآيد اين ستكه پيامبر از آغاز برخورد با مهاجمان را در مدينه بر روياروئى با آنان در بيرون شهر ترجيح نمىداد ، بلكه نظر خواهى نمود تا از انديشه و نيت آنان آگاه شود . او بطور قطع مىدانست ، برخورد با مشركان در مدينه به قريش امكان مىدهد مدينه را در چند ساعت اشغال كنند ، زيرا آنان در شهر منافقان و مردّدان را كه شمار بسيارى از ساكنان آنجا را تشكيل مىدادند همراه خويش مىيافتند ، و با توجه به اينكه دائما با آنان تماس داشتند از يارى ايشان عليه محمد ( ص ) و يارانش برخوردار مىگشتند . خردمندانه نيست بپذيريم عبد الله بن ابى و ديگر همراهان منافق و مردد وى از مهاجر و انصار در حالى كه با جنگجويان بطور كامل مخلوط گشته‌اند در دفاع از محمد و رسالت او صداقت بخرج دهند . با توجه به اينكه عبد الله بن ابى نخستين كسى بود كه به پيامبر پيشنهاد نمود در مدينه بمانند و برخى از بزرگان مهاجران نيز با وى همراهى كردند ، پيامبر ( ص ) هدفى را كه آنان در نظر داشتند دريافت ، ولى بر موافقت با نظر ابن سلول تظاهر مىنمود تا از نظر ديگر مسلمانان آگاه شود و نيّت آنان را دريابد . ( 3 ) ترديدى نيست كه در ميان افرادى از مهاجر و انصار كه با ابن ابى سلول همراهى كردند گروهى بودند كه ترديدى در حسن نيت ايشان نيست ، ولى همچنين برخى از ايشان بيمار دلان و توطئه‌چينان بودند . آنگاه كه پيامبر بر